تبليغاتX
هزار و یک شهرزاد
 

شوخی یا جدی برای عاشقان جوایز ادبی :

http://varteh.persianblog.ir/post/387/

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت توسط |

بی تابان را بگو فراموش شدند

دیرگاهی ست

چون گلی چون آتشی چون صدای پای خاموشی

در برف کهنه فراموشی..

 جایی که از مرگ حرف می زنند ناخودآگاه آدم قرینه سازی می کند و آنسوی پل را می بیند که زندگی است .. هرچیزی در دل خود  تضادش را می سازد و  تضادها بیشترین دستمایه انسان برای جنگها.. آشتی ها.. شعرها.. امیدها .. حرکت و هزار نشانه زندگی  بوده است . و دیو مرگ  در نظر مردمان کهن دشمن شکست ناپذیری است و بزرگترین تضاد به شمار می رود ومقابل آن زندگی است با همه وسعت معنایی .  " مرگ مرا خواهد یافت " مجموعه ای است برگزیده از  اشعار شاعران جهان به انتخاب و ترجمه بهزاد رعیت .. جلد سرخ آن آیا تضاد رنگ قرمر و سیاه را در خود دارد و معنای زندگی را در پس واژه مرگ ؟ مترجم به این تضادها توجه دارد و در مقدمه این مجموعه ۷۳ صفحه ای به آن می پردازد . مترجمی که گویا رسالت ترجمه شعر مرگ را برای زندگی بر عهده گرفته بود .. ترجمه مرگ و نه جدال با آن .. که پذیرش این تضاد بی هیچ جدال.. 

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت توسط |