نمایشی از منتقدان . منتقدانی که اغلب به واسطه چاپ بعضا مقالاتی در چند سال اخیر امروزه مجال آن را یافته اند که از بالا به آثار نگاه کنند یا در داوری ها به آثاری جایزه بدهند که در نه بین مخاطبان عام جای دارند نه مخاطبان جدی ادبیات . جالب است که در همه جای جهان منتقدان ادبی با مطالعات چندین ساله در روانشناسی یا فلسفه یا زبانشناسی به مباحث نقد ادبی وارد می شوند و در ایران چاپ سلسله نوشته های توضیحی به عنوان نقد یا خودنمایی با اصطلاحات و افاضه فضل باعث شهرت برای حاشیه نشینان ادبیات می شود , به طوریکه امر گاهی مشتبه می شود که داستانی هم بنویسند یا به ارائه راهکاری برای نوشتن بپردازند یا از همان جملات کلیشه ای برای معرفی ادبیات کشور استفاده کنند . اگر نقد یا جایزه های ادبی امروزه بخواهد معرف آثار موفق و نوگرای ادبیات ایران باشند به زودی با سلیقه های مشابه یا دسته بندیهایی مواجه خواهیم شد که بیشتر ناامید کننده است زیرا رفاقت بازی ها و نداشتن دیدگاه در طرح آثار گوناگون از نویسندگان مستقل ، بازتاب منفی خود را بجای خواهد گذاشت .از یوسف علیخانی شنیدم که می گفت شخصی در مطبوعات به او میل زده که در فلان روزنامه برایت نقد منفی نوشته ام . البته چه شخص صادقی ! اما این فضاها . نشانگر تنگ نظری است و نه داشتن نقدی و نظری درباره یک اثر
راستی در کجای جهان منتقدان این حق را دارند که تعیین کنند که اثری داستان هست یا خیر؟ یا اینکه نویسنده چگونه و درباره چه چیز باید بنویسد یوسف علیخانی درباره آنچه دوست دارد می نویسد و آنچه ذهن او را به خود مشغول ساخته و نه بیانیه این داوری ها یا چاپ این نقدها.هیچکدام برای نویسنده وقتی که می نویسد ، محلی از اعراب ندارد . این تنگ نظری ها چنان بود که وقتی رمان "اندکی سایه " به عنوان رمان سال شناخته شد جوایز به اصطلاح ادبی حتا از این اثر نامی نبرده بودند و این همان تنگ نظری است که برای بعضی نام و نانی آورده است .
نویسندگان و شاعران به خلق اثری می پردازند تا از بر آن ناشران و منتقدان و جایزه دهندگان مجالی یابند .